مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

70

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

دستگير كرد ، و اين پس از واقعه قتل مسلم بود . عبيد الله سپاه را در منطقه ميان قادسيه تا « قطقطانه » « 1 » و « لعلع » « 2 » سازمان داده حصين را به فرماندهى آنان گمارده بود ؛ و اصل نامه چنين بود : از حسين بن على به برادران مؤمن و مسلمانش ، سلام عليكم . سپاس و ستايش خدايى را كه جز او خدايى نيست . نامهء مسلم كه دربردارنده حسن نظر و اجتماع توده‌هايتان بر يارى و طلب حق ما بود به من رسيد ؛ و از خداوند خواستم كه در حق ما نيكى كند و به شما نيز براى اين كار پاداشى نيكو دهد . من در روز سه‌شنبه ، هشت‌روز گذشته از ذىالحجة ، روز ترويه ، از مكه به سوى شما راه افتاده‌ام . چون پيك من به شما رسيد ، به‌كار خويش بپردازيد و جديت كنيد و من در همين روزها نزد شما خواهم آمد ، ان شاء الله ، والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته » . حصين پس از دستگيرى قيس ، وى را نزد عبيد الله فرستاد . چون ابن زياد درباره نامه از قيس پرسيد ، گفت : پاره‌اش كردم . گفت : چرا ؟ گفت : براى آن كه مضمونش را ندانى . گفت : نامه به چه كسانى نوشته شده بود ؟ گفت : به گروهى كه نامشان را نمىدانم . گفت : حال كه مرا آگاه نمىكنى ، پس بالاى منبر برو و دروغگوى پسر دروغگو را دشنام ده ؛ و مقصودش حسين عليه السلام بود .

--> ( 1 ) - به ضم قاف و سكون طاء ، جايى است بالاتر از قادسيه در راه كسى كه از كوفه به شام مىرود . ( ابصار العين ، ص 114 ) . جايى است نزديك كوفه از سوى خشكى در طف كه زندان نعمان بن منذر در آن واقع بود . ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 374 ) . ( 2 ) - به فتح لام و سكون عين ، كوهى است در بالاى كوفه ( ابصار العين ، ص 114 ) ؛ و ر . ك معجم البلدان ، ج 5 ، ص 18 .